نظریه تغییر اجتماعی در جامعه شناسی
۲۵,۰۰۰ تومان۴۰,۰۰۰ تومان (-38%)
مقاله موجود است
نظريه تغيير اجتماعي در جامعه شناسي یک مقاله در زمنیه جامع شناسی است که با استناد به نظریات جامعه شناسان صاحب نظر در این زمینه به بررسی نظریه تغییر اجتماعی پرداخته است، هدف اين مقاله بررسي موقعيت كنوني تحقيقات تغيير اجتماعي از يك چشم انداز جهاني است تا گونه هاي اصلي نظريات تغيير اجتماعي را براساس روش شناسي هاي عمده تصريح كرده و آنها را در مورد تغيير اجتماعي به كار ببرد.
این مقاله در 20 صفحه بصورت word و قابل ویرایش به همراه فهرست مطالب آماده شده است. همچنین سهولت در استفاده نسخه PDF مقاله نیز برای دانلود قرار گرفته است.
در ادامه بخش هایی از این مقاله را مشاهده می فرمایید، همچنین برای مشاهده سایر مقالات مشابه به صفحه مخصوص علوم اجتماعی وب سایت آقای کافی نت مراجعه بفرمایید.
نظریه تغییر اجتماعی در جامعه شناسی
در بین جامعه شناسان، این امر کاملاً شناخته شده است که هواداران نظریه تضاد، فقدان نظریه تغییر اجتماعی در جامعه شناسی را محکوم کرده اند، در حالیکه هواداران جامعه شناسی تاریخی نیز نبود تاریخمندی در جامعه شناسی را محکوم نموده اند( درایستل در ولر، ۱۹۷۶).
با وجود این، واقعیت دارد که مطالعه تغییر اجتماعی از قبیل نوسازی (Modernization)، صنعتی شدن (industrialization) و تطور اجتماعی، زمینه فعالیت بسیاری از آثار برجسته ای بوده که اخیراً پیرامون این مسئله تمرکزداشته اند. بخصوص جالب توجه این است که مرحله اخیر نظریه تغییر اجتماعی دیگر با تنظیم و صورت بندی گزاره هایی پیرامون روندهای عام توسعه ،مشخص نمی شود؛ نظریه ای که مرحله کلاسیک تغییر اجتماعی بود. مرحله کنونی در سطح پیشرفته تری از تحلیل مولفه های تغییر اجتماعی، تصریح محرک های معطوف به توسعه و صورت بندی شرایط توفیق با شکست صنعتی شدن و نوسازی قراردارد (همچون آثار آبزنشتات ، ۱۹۶۶ ؛ اتزیوفی ، ۱۹۶۸؛ لنسکی ، ۱۹۶۶؛ تومیناگا ، ۱۹۶۵؛ تساف ، ۱۹۷۵).
نکته اینجاست که این مساعی می توانند از یکسو بطور استثنایی بعنوان نمونه های نظریه پردازی پیرامون عناصر تاریخی از نقطه نظر جامعه شناختی تلقی شوند و از سوی دیگر بعنوان تلاشی برای پویایی تحلیل جامعه شناختی بشمار روند.
جهان در چهل سال پس از جنگ جهانی دوم تاکنون شاهد رویدادهایی بوده که علاقه نظریه پردازان تغییر اجتماعی را به خود جلب کرده است. رویدادهایی چون« مصرف بسیار انبوه» جوامع مابعد صنعتی ایالات متحده و کشورهای اروپای غربی و صنعتی شدن اخیر ژاپن، تلاش اتحاد شوروی و کشورهای اروپایی شرقی برای توسعه اقتصادی متفاوت با نوسازی ممالک سرمایه داری و دولت های جدید تازه استقلال یافته ای که در پی گذار و انتقال ساختارهای اجتماعی سنتی شان، از رهبری نخبگان نوسازی شان بهره می جویند.

پوپر فقط کاربرد روش علم فیزیک را به عنوان روش علمی به رسمیت می شناسد
در بین تحقیقات انجام شده پیرامون جامعه شناسی این روندها، تحول مفهوم سازی شاخصهای صنعتی شدن و نوسازی و تحول و توسعه تطبیقهای بین المللی میزان توسعه اقتصادی و سیاسی به چشم می خورد ( همچون آثار بندیکس ،۱۹۶۴؛ آیزنشتات ،۱۹۶۴ ؛ لیپست،۱۹۵۹). کوششهایی نیز برای ارزیابی و صورت بندی مجدد نظریه تطور اجتماعی وجود داشته که در پی انطباق شکل کلاسیک جامعه شناسی قرن ۱۹ با شناخت تحولات اخیر نظریه اطلاعات جهت آزمون رابطه بین تطور بیولوژیک و اجتماعی بوده است ( همچون آثار لنسکی ، ۱۹۸۷؛ پارسنز ، ۷۱ و ۱۹۶۶ ).
چرا علیرغم غنای مطالعات تغییر اجتماعی در جامعه شناسی اخیر ، کسانی وجود دارند که این مطالعات را ارزیابی نکرده و جامعه شناسی را به دلیل نبود مطالعات تغییر اجتماعی و عناصر تاریخی مقصر می دانند؟ چرا حتی امروزه نیز توجیهاتی برای تعارض « جامعه شناسی گرایی» با « اثبات گرایی تاریخی » وجود دارد؟ بهرحال هدف این مقاله بررسی موقعیت کنونی تحقیقات تغییر اجتماعی از یک چشم انداز جهانی است تا گونه های اصلی نظریات تغییر اجتماعی را براساس روش شناسی های عمده تصریح کرده و آنها را در مورد تغییر اجتماعی در ژاپن به کار ببرد.
نگرشی در تغییر اجتماعی
تغییر زودگذر در جهان فیزیکی را می توان به طور مستدلی تحت عنوان تبدیل منظم وضع موجود، تشریح کرد. تغییر تطوری در دنیای بیولوژیک نیز می تواند عیناً بعنوان عمل انتخاب طبیعی در انواع ژنها بدون دخالت عوامل ذهنی مثل انگیزش و آگاهی تشریح شود. ولی چنین تغییراتی در مورد فرد مصداق ندارد. فرایند تطوری در دنیای اجتماع ، اساساً واقعه ای تحت تاثیر کنش انسانی است. قبل از ورود به مبحث انواع روشها، توضیح اندکی پیرامون مفهوم تغییر اجتماعی، ضروری بنظرمی رسد. تغییر اجتماعی، تغییر وضع نظام اجتماعی است.
اثباتگرایی : رویکرد ناتورالیستی
با وجودی که اصلاح پوزیتیویسم یا اثباتگرایی بارها مترادف تجربه گرایی (empiricism) بکار رفته است ولی تجربه گرایی در مقابل مفهوم اصالت پیشینی گرایی apriorism) ) و اثباتگرایی به قول کنت و سن سیمون در مقابل تفکر غیرعلمی مثل الهیات (theology) و متافیزیک قرار دارد.
کارل پوپر زمانی مدعی شد که قانون تطور احتمالاً نمی تواند در بطن روش علمی گنجانده شود چه علم زیست شناسی، چه جامعه شناسی و بیان حکم وجود یک روند، قانون همه گیر و جهان شمولی نیست ( پوپر، ۱۹۵۷). ولی آیا مامجازیم که تلاش و مساعی جامعه شناسانی از قبیل اسپنسر تا پارسنز را در طراحی نظریه تطور اجتماعی، خارج از متن روش علمی بدانیم؟ در این ادعا و استدلال، مسئله اصلی معیاری است که برای تعیین علمی بودن بکار رفته، خواه فرمول درون متن روش علمی باشد، خواه نباشد.
روشن است که پوپر فقط کاربرد روش علم فیزیک را به عنوان روش علمی به رسمیت می شناسد. ولی من برعکس معتقدم که مثالهای ناتورالیسم در علوم اجتماعی محدود به روش فیزیک نبوده و ناتورالیسم بیولوژیک بخصوص در جامعه شناسی موفق تر از ناتورالیسم فیزیکی بوده است. غلیان گزاره های روند در زمینه نظریه تغییر اجتماعی نیز ناگزیر از همین موقعیت روش شناختی است . با وجودیکه شاید این گزاره ها با معیار پوپر غیرعلمی جلوه کند ولی جامعه شناسان بسیاری به عناوین مختلف در پی صورتبندی روند خاص و کشف شرایطی هستند که ظهور چنین روندی بدان وابسته است.
اثباتگرایی : رویکرد سیستمی
اثباتگرایی، پس از افرادی چون سن سیمون، اگوست کنت، میل و اسپنسر وارد مرحله جدیدی شد که با ظهوراثباتگرایی منطقی حلقه وین همراه بود. نوآوری مهم روش شناسی علمی که توسط اثبات گرایان منطقی مطرح شد عبارت بود از توضیح اینکه برای نیل به یک عبارت ترکیبی و تجربی، نه تنها مشاهدات تجربی اجتناب ناپذیرند، بلکه گزاره های علم منطق و ریاضیات نیز که عاری از محتوای تجربی بوده ولی بعنوان حشو و زوائد یا همانگویی (tautology) بطورغیرقابل تغییری همواره حقیقی اند و گریز ناپذیر می نمایند.
فهرست مطالب
طرح مسئله
نگرشی در تغییر اجتماعی
اثباتگرایی : رویکرد ناتورالیستی
اثباتگرایی : رویکرد سیستمی
ایدآلیسم : تاریخگرایی
ایدآلیسم : نظریه دیالکتیک
کاربرد مورد تغییر اجتماعی در ژاپن
یادداشتها
منابع و مآخذ
| تعداد صفحات | 21-30 |
|---|---|
| فایل PDF | دارد |
| فایل پاورپوینت | ندارد |
| منابع و مآخذ | دارد |
| فایل Word | دارد |








Reviews
There are no reviews yet.