جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی
۱۹,۹۰۰ تومان۴۵,۰۰۰ تومان (-56%)
مقاله موجود است
جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی یک مقاله کامل است که با تعریف جنگ نرم و استناد به سخنرانی های رهبر انقلاب سعی در بهتر فهمیدن مفهوم جنگ نرم دارد. این مقاله تلاشی است در جهت شناخت چیستی و چگونگی شکل گیری، اهداف و ویژگیهای جنگ نرم از دیدگاه مقام معظم رهبری. بدیهی است، شناخت بیشتر جنگ نرم می تواند به مفهوم سازی و شناخت بیشتر این پدیده، همچنین بهبود مدیریت امنیت ملی کشور در خصوص تهدیدات نرم علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران کمک نماید.
این مقاله در 54 صفحه به صورت فایل word و کاملا قابل ویرایش به همراه فهرست مطالب آماده شده است. همچنین سهولت در استفاده نسخه PDF مقاله نیز برای دانلود قرار گرفته است.
در ادامه بخش هایی از این مقاله را مشاهده می فرمایید. همچنین برای مشاهده سایر مقالات در زمینه انقلاب و جمهوری اسلامی ایران به صفحات مخصوص انقلاب ایران وب سایت آقای کافی نت مراجعه بفرمایید.
جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی به عنوان یک اندیشه و مدل سیاسی نوین، ضربه سنگینی بر استیلای جهان غرب واردکرد. نظام سلطه تمامی اشکال براندازی سخت از جمله شورش، کودتا و جنگ نظامی را در یک دهه علیه انقلاب تجربه کرد. لیکن ایستادگی و مقاومت ملت ایران تحت رهبری حضرت امام رضوان الله علیه، قدرت های مستکبر را بر این واقعیت رهنمون ساخت که استفاده از گزینه سخت و نظامی نمی تواند در برابر ایمان و اعتقاد مردم ایران کارآمد باشد، بلکه برعکس موجبات برانگیختن، وحدت و همبستگی هر چه بیشتر ملت ایران را فراهم میکند.
چنین شد که این قدرت ها لاجرم بر شکست خود در راهبرد مقابله سخت با نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردند و مقابله ای پیچیده تر از پیش، تقریبا از دهۀ دوم آغاز شد. که از آن با رویکرد جدید و در چارچوب بهرهگیری از روش های نرم، یاد میشود. تقابلی که رهبری معظم انقلاب از همان آغاز دهه هفتاد با ادبیات و تعابیر مختلف نظیر: تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی و شبیخون فرهنگی و اخیراً جنگ نرم خطر آن را گوشزد کرده، مسئولین نظام را به چاره اندیشی در برابر آن فراخواندند. از این رو ضروری است با تدبیر از پیش اندیشیده شده، دامنه و سطح این نوع جنگ، و نیز مبانی و ابعاد آن، باز شناخته شود.
این مقاله تلاشی است در جهت شناخت چیستی و چگونگی شکل گیری، اهداف و ویژگیهای جنگ نرم از دیدگاه مقام معظم رهبری. بدیهی است، شناخت بیشتر جنگ نرم می تواند به مفهوم سازی و شناخت بیشتر این پدیده، همچنین بهبود مدیریت امنیت ملی کشور در خصوص تهدیدات نرم علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران کمک نماید.
واژگان کلیدی: جنگ نرم، قدرت نرم، بصیرت، فرهنگ و تهاجم فرهنگی.
جنگ چیست و چرا باید جنگید؟
جنگ به منزلۀ بخشی از طبیعت بشر شناخته می شود که در تاریخی به قدمت تاریخ خود بشر، فراز و نشیبها داشته و با رویکردهایی مختلف تقسیم شده است.
شناخته ترین نوع آن تقسیم بندی، بر اساس شدت جنگ است که آن را به منازعات کم شدت، شدید و تمام عیار، صورتبندی میکند. در نوع دوم، جنگ را از نظر بهکارگیری سلاح به طیفهای جنگ گرم و سرد تفکیک میکنند. همچنین جنگ از حیث علنی یا مخفی بودن منازعه، به جنگ آشکار، نیمه پنهان و پنهان تقسیم شده است. نوع دیگر دسته بندی از حیث موضوع جنگ است که به سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی دسته بندی شده است.
جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی
در نهایت طیفشناسی جنگ، براساس “ابزار و روش تحمیل اراده” است. بر اساس این شاخص جنگ شامل جنگ نرم[1] و جنگ سخت[2] است. این نوع تفکیک ابتدا در مورد تفکیک قدرت به نرم و سخت توسط ژوزف نای انجام شد. او در سال ۱۹۹۰ م در مجله “سیاست خارجی” شماره ۸۰ امریکا، مقالهای در مورد قدرت نرم منتشر کرد، که در دو دهه اخیر نیز توسط برخی از اندیشمندان دیگر توسعه یافت.
گفتمانهای امنیتی نرم اخیر موجب تحول در مفهوم قدرت، امنیت و تهدید گردیده است. در گفتمان سنتی، امنیت با نبود عاملی دیگر که از آن به تهدید یاد میشود، تعریف شده است. این گفتمان دارای پیشینه تاریخی طولانی است. شاخص بارز آن، تأکید بر بعد نظامی در تحلیل امنیت و تهدیدات است.
بر این اساس، برای مقابله با تهدید، بر مؤلفه قدرت نظامی تأکید میشود و راهبرد آن، افزایش قدرت نظامی میباشد. در گفتمان نوین امنیت ملی، تهدیدات و قدرت چند وجهی و دارای ابعاد مختلف است. به عبارت دیگر امنیت، تهدید و قدرت پدیدهای متأثر از پدیدههای مختلف مادی و ذهنی، و دارای وجوه نرمافزاری و سختافزاری است. بنابراین تهدیدات، در این رویکرد شامل تهدیدات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و… میباشد. همچنین قدرت دارای ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی ، نظامی و … است. بنابراین امنیت بر پایه ملاحظات نرمافزارانه در محیط ملی و جهانی میباشد و به عبارت دیگر قدرت نرم بنیاد، زیرساخت و جوهر اصلی امنیت همه جانبه یک نظام سیاسی خواهد بود (نک، افتخاری، ۱۳۸۸).

جنگ نرم “سلطه کامل و همه جانبه” در ابعاد سه گانۀ: حکومت، اقتصاد و فرهنگ است
گروهی از محققان با مطالعه سیر تطور و تکوین تاریخی انواع جنگها، آنها را به لحاظ شدت، شکل و ابزار رسیدن به هدف و اعمال قدرت، دستهبندی کرده و با عناوین مختلف نامگذاری کردهاند. این محققان و نویسندگان معتقدند شناخت جنگ نرم، عرصهها و مصادیق آن، نیازمند بررسی سیر تکوین تاریخی جنگها یا به عبارت دیگر بررسی سیر تطور تاریخی نظامهای سلطه است. از نظر آنان، برای اعمال اراده و تأمین منافع و اهداف حیاتی نظامهای سلطه بر جهان، سه مقطع تاریخی را میتوان برشمرد این سه مقطع عبارت است از: ۱- استعمار کهن (دوره تهدیدات سخت)؛ ۲- استعمار نو (دوره تهدیدات نیمه سخت)؛ و ۳- استعمار فرانوین (دوره تهدیدات نرم). این گروه معتقدند، در طول تاریخ ماهیت و استراتژی سلطه متفاوت بوده، و در هر دوره متناسب با اهداف و منافع و شرایط، مصادیق، ابزار و شیوههای متفاوتی جهت اِعمال اراده و تأمین منافع به کار رفته است.
این نوع جنگ بدون عکسالعمل فیزیکی بوده و نوعی اشغال همهجانبه، نامرئی و پایدار تلقی میشود. در این جنگ، عرصههای مختلف اجتماعی (فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) از طریق تحمیل فرهنگ، اندیشه و الگوهای رفتاری نظام سلطه به اشغال کامل در میآید. در واقع هدف جنگ نرم، “مردم” است. در صورتی که در جنگ سخت هدف “سرزمین” و در جنگ نیمه سخت هدف “حکومت” است. ظهور جنگ نرم مربوط به دوره استعمار فرانوین یا جهانیسازی فرهنگ میباشد (نک، نائینی، ۱۳۸۸).
| نوع | قلمرو و هدف تهدید | ابزار |
| سخت | تصرف سرزمین | زور و اجبار (نیروی مسلح) |
| نیمه سخت | تصرف حکومت | ترکیبی از قدرت سخت و نرم
|
| نرم | تصرف مردم(ذهن و قلب) | قدرت نرم |
گروهی دیگر از صاحبنظران، جهانیسازی را مترادف با جنگ نرم میدانند. جهانی شدن از مفاهیمی است که از دهه ۸۰ میلادی تقریباً همه حوزههای اجتماعی را تحت تأثیر خود قرار داده است. از این مفهوم تعابیر و تعاریف مختلفی ارائه شده و آراء و اندیشههای مختلفی توسط نظریهپردازان علوم اجتماعی، علوم سیاسی، روابط بینالملل و فرهنگشناسان شکل گرفته است. هر کدام از صاحبنظران بر وجهی از فرآیند جهانی شدن متمرکز شدهاند و به زمینهها، ابعاد، آثار و پیامدهای آن پرداختهاند. جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی
چند ویژگی مشترک در دهههای اخیر در ساختار نظام قدرت مشاهده میشود که میتوان آنها را بدین ترتیب صورتبندی کرد:
- لزوم تجدیدنظر در بنیادهای کلاسیک و سنتی روابط بینالملل و مطالعات امنیتپژوهی؛
- در دوران جدید، فرهنگ تکیهگاه اصلی تحولات سیاسی و بینالمللی است و محیط سیاسی در نظام بینالمللی فرهنگی شده و نوعی یگانگی از یکسو و گوناگونی از سوی دیگر به همراه آورده است؛
- در جهان امروز بازیگرانی ظهور یافتهاند که هویت فرهنگی دارند و اساساً نظام بینالملل را تحت تأثیر خود قرار دادهاند که مدیریت آن با ساختارهای پیشین به طور کامل متفاوت است؛
- نرمافزارگرایی و به عبارت دیگر فرهنگگرایی شاخصه اندیشههای نوین است و نقش اساسی در تحولات اجتماعی دارد؛
- قدرت نرم در نگرشهای جدید، نقش تعیینکننده در شکلگیری جهان حال و آینده دارد؛
- در بررسی رویکردها و نظریهها، وارد شدن به یک دوران جدید، موضوع و مسئلهای مشترک و فراگیر است. هر چند خصوصیات دوران جدید با اختلافنظرهای متفاوت تبیین شده است، لیکن شبکهای شدن ارتباطات و جهانی شدن اطلاعات پیش از هر چیز با آنچه تحت عنوان جهانیسازی فرهنگ یا استعمار فرانوین توضیح داده شد، مطابقت بیشتری با مفهوم جنگ نرم و ابعاد مختلف آن دارد.
امروزه، رهیافت تقابلگرایی و خشونتمحور با محوریت اقدامات نظامی در نظام بینالملل جای خود را به رویکرد نرمافزاری و جنگ نرم داده است. این رهیافت از سوی مراکز مطالعاتی و مؤسسات وابسته به بنیانهای غرب اشاعه یافته، و توسط مؤسساتی همچون کمیته خطر کنونی[4]، بنیاد اعانه ملی برای دمکراسی[5]، موسسه هوور[6] و بنیاد دفاع از دمکراسیها[7] ترویج شده است، ( عبدالله خانی، ۱۳۸۵، ص ۳۹). نظریه پردازان امریکایی معتقد به رویکرد جنگ نرم با جمهوری اسلامی بر این باورند که هرگونه اقدام خشونتآمیز علیه ایران (به ویژه اقدام نظامی)، نفرت ایرانیان از امریکا و دولت آن را برای سالیان دراز ریشهدارتر خواهد کرد. استفاده از اقدام خشونتآمیز علیه ایران، امکان روی کار آمدن یک دولت هوادار امریکا را در این کشور با مشکلات زیادی روبهرو خواهد کرد. افزون بر این، کاربرد نیروی نظامی علیه ایران، بیثباتی و ناامنی را در خاورمیانه افزایش خواهد داد.
این گروه معتقدند ایران به علت برخورداری از پیشینۀ دمکراسی و وجود نهادهای مردمسالار و همچنین پتانسیلهای موجود برای حرکتهای مردمی و غیردولتی از استعداد بالایی برای تغییر نظام سیاسی به روشهای غیرخشونتآمیز برخوردار است. در صورتی که عملیات جنگ نرم در براندازی جمهوری اسلامی به موفقیت برسد پیامدهای ناشی از روشهای رویکرد تقابلگرا(جنگ سخت) را با خود همراه نخواهد داشت (عبدالله خانی، ۱۳۸۵، ص ۲۷). همانگونه که تعداد زیادی از نظریهپردازان و سیاستمداران غربی بر این باورند که راهبرد نظامیِ پیشگیرانه در افغانستان، عراق و لبنان کاملا ناکارآمد بود (دیکمن، ۲۰۰۹، ص ۲۵).
نمونههای فراوان از کاربرد جنگ نرم در صفحات تاریخ به ویژه علیه انقلاب اسلامی در دو دهه اخیر وجود دارد. حمایت آشکار از صداهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران توسط بالاترین سطوح تصمیمگیری در امریکا، مخدوش و بدنام کردن چهره جمهوری اسلامی در خارج از کشور از راههای گوناگون، تلاش برای مشروعیتبخشی، گسترش و توانمندسازی سازمانهای غیردولتی حاضر در ایران که مخالف جمهوری اسلامی ایران هستند، دخالت گسترده در امور داخلی ایران در زمینه انتخابات، حقوقبشر، زنان، رسانهها و مذاهب، تبلیغ و ترویج دوگانگی حاکمیت در ایران و فعالسازی و حمایت از شبکههای رسانهای ضدایرانی بخشهایی از سند امنیت ملی امریکا در سال ۲۰۰۶ است (راهبرد امنیت ملی آمریکا، ۲۰۰۶).
جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی
تأمل در اهداف و محتوای رسانههای فارسی امریکایی و سایر کشورهای غربی، آشکار میسازد که آنان با بهرهگیری از ساز و کارهای روانشناختی و جامعهشناختی، در پی آن هستند تا فرهنگ، روابط و نهادهای اجتماعی، احساس دلبستگی و انسجام ملی، وحدت سیاسی و مذهبی و جز آن را آماج فشار و تهدید قرار دهند و زمینه “تغییر رفتار” و ” فروپاشی از درون” را فراهم سازند (ضیایی پرور، ۲۷۰:۱۳۸۳-۲۸۵).
تاریخ انقلاب از آغاز تاکنون گواهی میدهد که دولتهای استکباری غربی تمامی اشکال براندازی سخت از جمله شورش، کودتا و جنگ نظامی را در دهه اول تجربه کردند. در جریان براندازی و مقابله سخت، گرچه انرژی و سرمایههای انسانی، مادی و معنوی بسیاری از دست رفت، لیکن ایستادگی و مقاومت ملت ایران تحت رهبری حضرت امام رضوانالله علیه قدرتهای مستکبر را به این واقعیت رساند که استفاده از گزینه سخت و نظامی نمیتواند در برابر ایمان و اعتقاد این مردم کارآمد باشد، بلکه برعکس اسباب اتخاد و همبستگی هر چه بیشتر ملت ایران را فراهم میآورد.
و بر بدبینی و کینه بیشتر مردم ایران نسبت به غرب و دولت های غربی میافزاید. چنین شد که این قدرتها به ناچار بر شکست خود در راهبرد مقابلۀ سخت با نظام جمهوری اسلامی اعتراف کردند. پس از آن، آنان با رویکرد جدید و در قالب بهرهگیری از روشهای نرم اهداف خود را پیگیری کردند. امری که رهبری معظم انقلاب از همان آغاز دهه هفتاد با ادبیات و تعابیر مختلف نظیر تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی و شبیخون فرهنگی و اخیرا جنگ نرم خطر آن را گوشزد کرده، مسئولین نظام را به چارهاندیشی در برابر آن فراخواندند. شواهد زیادی وجود دارد که آشکار میسازد، از آغاز چهارمین دهۀ پیروزی انقلاب اسلامی، دنیای غرب بر دامنه و شدت جنگ نرم خود در هر یک از سه قلمرو اقتصادی، سیاسی و فرهنگی افزوده است.
تعریف جنگ نرم
در پاسخ به چیستی جنگ نرم، صاحبنظران و محققان پاسخهای متفاوتی عرضه کردهاند. به طور کلی مفهوم جنگ نرم که در مقابل جنگ سخت مورد استفاده واقع شده، دارای تعریف واحد که مورد پذیرش همگان باشد نیست و تا حدی تلقی و برداشت افراد، جریانها و دولت های گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.
همانگونه که اشاره شد، جنگ نرم[8] در مقابل جنگ سخت تعریف میشود. و در حقیقت شامل هر گونه اقدام روانی، تبلیغاتی، رسانهای و فرهنگی است که جامعه و گروه هدف را نشانه میگیرد و بدون درگیری نظامی و اِعمال خشونت، رقیب را به انفعال یا شکست وامیدارد. جنگ نرم در پی از پا در آوردن اندیشه و تفکر جامعۀ هدف است تا حلقههای فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی – اجتماعی حاکم تزلزل و بیثباتی پدید آورد (ماه پیشانیان، ۱۳۸۷). .و با این اوصاف طیف وسیعی از اقدامات از جنگ رایانهای و فعالیتهای اینترنتی تا راهاندازی شبکههای رادیویی و تلویزیونی و شبکهسازی در فضای مجازی و موارد دیگر، ذیل عنوان جنگ نرم میگنجند. به احتمال یکی از تعاریف قابل قبول، تعریف ذیل است.
«جنگ نرم عبارت است از مجموعه تحولاتی که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول نظام سیاسی گردد» (نک، نائینی، ۱۳۸۷).
جنگ نرم “سلطه کامل و همه جانبه” در ابعاد سه گانۀ: حکومت، اقتصاد و فرهنگ است که از طریق استحاله الگوهای رفتاری در این حوزهها و جایگزینی الگوهای رفتاری مهاجم محقق میشود. بی تردید، کشور، نیازمند یک برداشت و تعریف بومی از این پدیده متناسب با شرایط خاص خود است.
رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنهای در دو دهه اخیر، مهمترین راهبرد دشمن علیه جمهوری اسلامی را، جنگ نرم معرفی کردهاند. ایشان در این مورد با هدف شناخت بیشتر جامعه و نخبگان، با ادبیات مختلف، جنگ نرم را معرفی و به خوبی تبیین فرمودهاند. برخی از بیانات ایشان در این خصوص ذکر میشود:
- جنگ نرم، یک تهاجم فرهنگی، بلکه یک شبیخون، غارت و قتل عام فرهنگی است، (دیدار با فرماندهان گردانهای عاشورای نیروی مقاومت بسیج؛ ۲۲ تیر ۱۳۷۱).
- جنگ ارادهها و عزمها، سیاستها و تدبیرهاست (پیام رهبری به حجاج بیت الله الحرام با ۲۳ اسفند ۱۳۷۸).
- جنگ نرم، یعنی ایجاد تردید در دلها و ذهنهای مردم (دیدار با جمع زیادی از بسیجیان کشور ۰۴ آذر ۱۳۸۸).
- جنگ نرم، یعنی جنگ به وسیله ابزارهای فرهنگی و پیشرفته امروزی (دیدار با جمع زیادی از بسیجیان کشور ۰۴ آذر ۱۳۸۸).
- جنگ نرم، یعنی جنگ به وسیله نفوذ، دروغ و شایعهپراکنی (دیدار با جمع زیادی از بسیجیان کشور ۰۴ آذر ۱۳۸۸).
- جنگ نرم، یعنی تهاجم به مرزهای ایمانی، عقیدتی و فرهنگی، (دیدار با خانوادههای شهدای استان کردستان؛ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸).
- جنگی است برای ناامید ساختن مردم از مبارزه (دیدار با کارگران و فرهنگیان کشور به مناسبت روز کارگر و روز معلم؛ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۲).
دفتر نشر مقام معظم رهبری از تعاریف یاد شده در نمودار درختی نقشه راهبردی جنگ نرم، تعریف «جنگ نرم، یعنی جنگ به وسیلۀ ابزارهای فرهنگی» را برگزیده است. با توجه به تعریفهای یاد شده، جنگ نرم را از دیدگاه مقام معظم رهبری میتوان در چند بُعد شناسایی کرد: و از این مختصر نیز میتوان نتیجه گرفت که این جنگ، نرمافزارانه و با کاربرد روشهای غیرخشنونتآمیز، تحمیل اراده دشمن و اهداف او محقق میشود. از این تعاریف چنین پیداست که:
- جنگ نرم یک اقدام تعمدی و تدبیر شده است؛
- ماهیت و منطق درونی جنگ نرم، تلاش برای تأثیرگذاری بر “دل و ذهن”، ” باور و ارزش” و یا “مرزهای ایمانی، عقیدتی و فرهنگی” مورد قبول کشور هدف است؛
- منظور و کاربرد این تأثیرگذاری، “دگرگونی هویت فرهنگی” و “ناامید ساختن مردم از مبارزه و نظام سیاسی” است.
- شیوه و سیاست پیشبرد هدف در جنگ نرم، “نفوذ، دروغ و شایعهپراکنی” است؛ و
- ابزار تحمیل اراده در جنگ نرم، “ابزارهای فرهنگی و پیشرفته امروزی” است.
ضرورت و اهمیت جنگ نرم
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای از ابتدای دهه هفتاد، در ضرورت و اهمیت تهاجم فرهنگی و جنگ نرم دشمن علیه جمهوری اسلامی تبیینهای فراوانی داشتهاند. ایشان آرایش تهاجمی فرهنگی دشمن را علیه انقلاب بسیار خطرناک معرفی کرده، در اهمیت جنگ نرم، خطر آن را “برابر با جنگ نظامی” معرفی میکنند (دفتر نشرمقام معظم رهبری، ۱۳۸۹). همچنین معظم له معتقدند: « امروز فوریترین هدف دشمنان، تسخیر پایگاههای فرهنگی در کشور است.» (پیام کنگره جامعه اسلامی دانشجویان در مشهد، شهریور ۱۳۸۰). در اینجا به چند مورد از مهمترین بیانات معظم له در ارتباط با ضرورت و اهمیت جنگ نرم اشاره می شود:
تهاجم فرهنگی را نباید انکار کرد، وجود دارد. به قول امیرالمومنین(صلوات الله علیهم)، «من نام لم ینم عنه»، اگر شما را در سنگر خواب برد، معنایش این نیست که دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است، تو خوابت برده، سعی کن خود را بیدار کنی (دیدار با اعضای شورای انقلاب فرهنگی؛ ۲۰ آذر1370).
من یک وقت گفتم اینها دارند شبیخون فرهنگی میزنند. این راست است و خدا میداند که راست است، بعضی نمیفهمند، یعنی صحنه را نمیبینند. کسی که صحنه را میبیند ملتفت است که دشمن دارد چه کار میکند و میفهمند که شبیخون است و چه شبیخونی هم هست! (دیدار با کارگران و فرهنگیان کشور به مناسبت روز کارگر و روز معلم، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۲).
اینکه ما مکرر گفتهایم و میگوییم که توطئه فرهنگی در جریان است و من آن را به عیان در مقابل خودم مشاهده میکنم، متکی به استدلال است. شعار نمیدهم، من این را مشاهده میکنم. امروز دشمن با شیوۀ بسیار زیرکانهای در داخل، در حال یک جنگ و مبارزۀ تمامعیار فرهنگی علیه ماست (بیانات در دیدار با مسئولین و کارگزاران نظام؛ ۲۳ مهر1380).
وقتی انسان، تجهیز، صفآرایی، دهانهای با حقد و غضب گشوده شده و دندانهای با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام خمینی و آرمانهای نظام اسلامی را میبیند وجود این جنگ نرم را باور
میکند هرچند ممکن است عدهای اینها را نبینند (دیدار با جمعی از شعرا؛۱۴ مهر ۱۳۸۸).
امروز آرایش تهاجمی فرهنگی بسیار خطرناکی علیه انقلاب به وضوح مشاهده میشود، زیرا جهان اسلام بیدار و هوشیار شده است. از این رو تهاجم فرهنگی دشمن با گذشته تفاوت بسیار دارد و شکل جدیدی پیدا کرده است و برای مقابله با آن باید با شناخت و آگاهی کامل عمل کنیم (دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ ۲۰ آذر ۱۳۷۰).
جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی
حقیقت آن است که امپراتوری بینالمللی زر و زور، به سردمداری امریکا، با همه توان خود در برابر تأثیر جمهوری اسلامی ایران بر جهان اسلام، به جدّ و جهد مشغول است. رژیم امریکا و شبکه بینالمللی صهیونیزم با مأیوس شدن از مقابله نظامی و اقتصادی با ایران اسلامی، اینک بر تلاش تبلیغی و سیاسی خود افزودهاند و (پیام رهبری به حجاج بیت الله الحرام؛ ۲۸ اسفند ۱۳۷۷).
منشاء و پیشینۀ جنگ نرم
کمیته خطر جاری عنوان کمیتهای است که در دهه ۱۹۷۰ و در اوج جنگ سرد توسط گروهی از سناتورهای امریکایی، مسئولان ارشد وزارت خارجه، اساتید برجسته علوم سیاسی، مؤسسه مطالعاتی امریکن اینتر پرایز و گروهی از مدیران با سابقه سیا و پنتاگون تأسیس شد. هدف از تأسیس این کمیته، خروج از بنبستی بود که در دوران جنگ سرد میان دو ابرقدرت زمان یعنی ایالات متحده امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در توازن هستهای به وجود آمده بود. اعضای این کمیته با منتفی دانستن جنگ سخت بین دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقیب را در جنگ نرم و فروپاشی از درون طراحی و به اجرا درآوردند.
راهکارهای “دکترین مهار، نبرد رسانهای و ساماندهیِ نافرمانی مدنی”، به عنوان راهبردهای جنگ نرم در این دوره توسط این کمیته معرفی شد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، فعالیت این کمیته برای یک دهه به حالت تعلیق درآمد و پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، بار دیگر عناصری از این کمیته گرد هم آمدند و با تجزیه و تحلیل فرصتها و تهدیدات فراروی دولت امریکا این کمیته را فعال کردند. یکی از اقدامات این کمیته تدوین راهبرد امنیت ملی امریکا، جهت یک دوره چهار ساله برای دولت بوش در ارتباط با ایران است.
- soft war
- hard war
- velvet revolution
- Committee on the Present Danger (CPD)
- National Endowment for Democracy (NED)
- the Hoover Institute
- Foundation for Defense of Democracies
[8] Soft war
فهرست مطالب
چکیده
جنگ چیست و چرا باید جنگید؟
ویژگی های قدرت
مقدمات تئوریک جنگ نرم
تعریف جنگ نرم
ضرورت و اهمیت جنگ نرم
منشاء و پیشینۀ جنگ نرم
ویژگیها و شاخصها
اهداف جنگ نرم
جنگ نرم از دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی
ابزار و شیوههای جنگ نرم
راهکارهای مقابله در جنگ نرم
نتیجهگیری
منابع
| تعداد صفحات | 51-60 |
|---|---|
| فایل PDF | دارد |
| فایل پاورپوینت | ندارد |
| منابع و مآخذ | دارد |
| فایل Word | دارد |










Reviews
There are no reviews yet.