مقاله عوامل موثر در تربیت کودک
۱۹,۹۰۰ تومان۵۴,۰۰۰ تومان (-۶۳%)
In stock
مقاله عوامل موثر در تربیت کودک یک مقاله روانشناسی در زمینه عواملی است که بر پرورش فرزند موثر است، این عوامل شامل خانواده و جامعه و مدرسه و همچنین انواع روش های پدر و مادر در تربیت فرزند که هرکدام به نوعی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
این مقاله در 12 صفحه به صورت فایل word و کاملا قابل ویرایش به همراه فهرست مطالب آماده شده است. همچنین سهولت در استفاده نسخه PDF مقاله نیز برای دانلود قرار گرفته است.
در ادامه بخش هایی از این مقاله را مشاهده می فرمایید، همچنین برای مشاهده سایر مقالات در زمینه روانشناسی به صفحات مخصوص روانشناسی و علوم تربیتی وب سایت آقای کافی نت مراجعه بفرمایید.
عوامل موثر در تربیت کودک
انسان از آغاز تولد درحال تعلیم و تربیت است. تعلیم به معنای آموزش و یاد دادن چیزی به دیگری است. تربیت نیز به معنای سازندگی و پرورش شخصیت است. با تربیت میتوان افراد را پرورانید، ساخت و در نتیجه، اجتماعی را دگرگون کرد. تربیت باید با برنامۀ دقیق و حساب شده انجام گیرد تا موفقیت آمیز باشد. درنتیجه تنها در تربیت پند و اندرز کافی نیست، بلکه باید موانع برطرف شود و نیز شرایط فراهم باشد تا زمینۀ تربیتی حاصل شود. والدین در این امر نقشی موثر دارند.
بهترین دوران برای تربیت، هرفرد دوران کودکی است.
به عبارت دیگر زمانی که هنوز شخصیت فرد شکل نگرفته است و زمینی مناسب برای پرورش هر بذری است.
مسئولیت این امر حساس در وحلۀ اول بر عهدۀ پدران و مادران است.
اما تربیت کار سادهای نیست، بلکه فن بسیار ظریف و حساسی است که کاردانی و اطلاعات کافی و تجربه و بردباری و قاطعیت لازم دارد. متأسفانه اکثر پدران و مادران با فن تربیت آشنا نیستند و به همین جهت غالب کودکان با برنامهای حساب شده و درست پرورش نمییابند و خودبخود و به شیوههای خودرو و تقلیدی بزرگ میشوند.
خانواده و نقش آن درتربیت کودک
کودک تحت تاثیرخانواده خویش قراردارد وازآن تاثیر می پذیرد بنابراین، خانواده می تواند هم سازنده باشد و هم تباه کننده و ویران کننده. محیط خانواده چون دانشگاهی است که در آن درس زندگی، انسانیت و اخلاق و یا ضد این دو، داده می شود. پس عامل خانواده برای کودک تأیین کننده و سرنوشت ساز است. کودک در کنار مادر از او درس زندگی می گیرد و عشق و محبت را می آموزد. او از پدر درس اقتدار و انضباط و کیفیت موضع گیری در برابر مسائل حیات اجتماعی را می آموزد.
نقش مادر در تربیت و رفتار کودک به مراتب بیشتراز پدر است. چرا که رابطه وراثتی پدر با کودک پس از انتقال نطفه پایان می پذیرد، درحالی که رابطه وراثتی مادر با فرزند در مدت حمل و حتی پس از آن و در تمام مدتی که طفل از پستان مادر تغذیه می کند، ادامه مییابد. کودک تا رسیدن به سن مدرسه در خانه و درکنار مادر است و از او درس میپذیرد و مادر محرم راز و طرف مراجعه و پناهگاه کودک است.
نقش مدرسه در تربیت
نقش معلم در سازندگی یا ویرانی بنای اخلاقی کودکان بسیار دارای اهمیت است. کودک از روش کار مسئولان مدرسه، نحوه اعمال انضباط آنان، برخورد آنان با شاگردان، تشویقها و تنبیهها و قدرت جاذبه و دافعۀ آنان تأثیرمیپذیرد. کودکان به هرنحو، کم یا بیش از معلمان خود علاوه براینکه میآمـــوزند، تأثیر میپذیرند. این تأثیر به حدی وجود دارد که عدهای از مورخین عل سقوط و انحطاط بعضی ازجوامع را معلمان و مربیان آن جامعه میدانند. نفوذ معنوی معلم در بین شاگردان به قدری ریشه داردکه با اعمال و رفتار خود به الگو و سرمشق برای کودکان تبدیل می شود.
نوع بینش ها، اطلاعات، عقاید و آرزوهای محیط درس و مدرسه و مربیان و مسئولان سازندۀ ایمان کودک است.
کار معلم کاری بس خطیر است.
کار انتقال میراث فرهنگی، احیای مبانی فکری و عقیدتی و ساختن و به عمل آوردن کودک است.
درمحیط مدرسه باید عوامل اخلاقی نظیر پاکدلی، پاکبازی، صداقت و راستگویی، گذشت و فداکاری، استقامت و شکیبایی، انصاف و عدالت حکمفرما باشد، تا شخصیت و عالم درون کودکی با این عوامل حسنه عجین شود و به صورت خوی و عادت در وجود او بروز نماید.
برای تربیت و سازندگی کودک وحدت خانه و کودک لازم و ضروری است، چرا که وابستگی کودک به مادر و خانواده از یک سو و آشنایی و وابستگی از سوی دیگر ضرورت دارد تا وحدت بین این دو نهاد پدید آید. از علل ویرانی کودک عدم توجه، و عدم وجود ارتباط بین خانه و دستگاه آموزش است. وجود اتحاد کامل بین این دو نهاد می تواند، سببی برای ایجاد استحکام تربیت و آرامش کودک باشد. این خطا و اشتباه است که والدین بار سنگین تربیت را بردوش مدرسه قرار دهند و یا مدرسه به گمان اینکه والدین کاملاً به وظیفۀ خود آشنا هستند، ازکار سازندگی دست بردارند.
روشها و سبکهای فرزندپروری
اوّلین تماس کودک در محیط با والدین است. والدین برای نوزاد منبع آرامش، محبّت، تغذیه و مراقبت هستند.
روانشناسان و متخصّصان تعلیم و تربیت سالها است (حداقل بهصورت علمی از حدود یک قرن پیش) علاقهمند به این موضوع هستند که چگونه والدین بر رشد اجتماعی و تواناییهای مفید و مؤثر کودکان تأثیر میگذارند؟
یکی از مهمترین رویکردها در این زمینه، مطالعه سبک فرزندپروی والدین و پیامدهای رفتاری آن بر کودکان است.
سبک فرزندپروری فعالیت پیچیدهای است که رفتارهای خاصّ فراوانی را شامل میشود و هر یک از این رفتارها بهتنهایی و یا همراه با سایر رفتارها پیامدهایی برای کودکان خواهد داشت، گرچه رفتارهای فرزندپروری خاصّی مثل کتکزدن و دادزدن سر کودک بر رشد بچهها تأثیر دارند، امّا فقط توجّه کردن به یک رفتار معین والدین بهتنهایی گمراهکننده خواهد بود. مقاله عوامل موثر در تربیت کودک
بسیاری از محقّقین ذکر کردهاند که یک عمل و اقدام خاصّ برای پیشبینی سلامت و سازگاری کودکان اهمّیت کمتری از الگوهای گسترده فرزندپروری دارد، لذا پژوهشگران سعی کردهاند الگوهای گسترده فرزندپروری را توصیف نمایند. خانم دیانا بامریند، از صاحبنظران و پیشگامان پژوهش در زمینه شیوههای فرزندپروری، با مشاهده طبیعی و زیرنظر گرفتن رفتار والدین کودکان پیشدبستانی و همچنین مصاحبه و سایر روشهای پژوهش، و تعامل والدین با کودکان را مورد بررسی قرار داد و از این مطالعه چهار جنبه مهم فرزندپروری مشخّص گردید:
1ـ راهبردهای انضباطی؛
2ـ گرمی و حمایتگری؛
3ـ شیوههای ارتباط؛
4ـ انتظارات مربوط به رشد و کنترل.
گرچه روانشناسان و متخصّصان تعلیم و تربیت در جریان پژوهشها رفتار والدین را به شیوههای مختلفی مورد بررسی قرار دادهاند، ولی بهنظر میرسد دو جنبه مهم فرزندپروری اهمّیت زیادی دارند:
1ـ پذیرش در برابر طرد کودکان؛
2ـ سختگیری در برابر آسانگیری.
والدین ممکن است بهدرجات مختلفی این جنبههای رفتاری را داشته باشند، بهگونهای که از ترکیب این دو جنبه، الگوهای مختلف رفتار والدین شکل میگیرد. مثلاً والدین آسانگیر و طردکننده، نسبتبه فرزندان بیاعتنا هستند و والدین آسانگیر و پذیرا آزادمنش میباشند. والدین طردکننده و سختگیر ممکن است متوقّع و منفیباف بهنظر آیند و والدینی که هم پذیرا و سختگیر هستند ممکن است بهصورت حمایتکننده یا بخشنده رفتار نمایند.
چهار شیوه فرزندپروری
طبقهبندی والدین برحسب اینکه در چه نقطهای از ابعاد فرزندپروری قرار دارند.
شیوههای فرزندپروری گستردهای را مشخّص میکند. براساس ابعاد فرزندپروری بامریند، اکثریت والدین یکی از سه سبک فرزندپروری را نشان میدهند، ولی براساس پژوهشهای بعدی، مککوبی و مارتین شیوه چهارم فرزندپروری را مشخّص کردند.
مهمترین شیوههای فرزندپروری عبارتاند از:
1ـ شیوه فرزندپروری آسانگیر؛
2ـ شیوه فرزندپروری مستبدّانه؛
3ـ شیوه فرزندپروری مقتدرانه و قاطع؛
4ـ شیوه فرزندپروری مسامحهکارانه و بیتفاوت.
فرزندپروری آسانگیر
والدین آسانگیر صرفاً پذیرا هستند ولی هیچ درخواست و توقّعی از فرزند ندارند و از هر نوع اعمال کنترلی بر کودک خودداری میکنند.
این والدین درحالیکه فرزندان رشد کافی نکردهاند و هنوز توانایی تصمیمگیری در بسیاری از امور را ندارند، به آنها اجازه میدهند که در هر سنّی، خودشان تصمیم بگیرند و حتّی تصمیماتی بگیرند که مستلزم کسب تجربه و دانش هستند و فرزندانشان هنوز به آنها دست نیافتهاند. به فرزندان اجازه میدهند هر وقت و هر چه دوست دارند بخورند و هر ساعتی خواستند و به هر میزانی که میخواهند بخوابند و تلویزیون تماشا کنند و یا بیرون از خانه بمانند.
بهطور کلّی بامریند معتقد است که یک پدر یا مادر آسانگیر همیشه در تلاش است که همسو با تکانهها، درخواستها، اعمال و امیال کودک رفتار کند و هیچ توقّعی از کودک برای انجام کارهای منزل و رفتار مناسب ندارد و در ذهن کودک تصویری از خود ایجاد میکند که کودک او را تنها منبع خدمات میداند که هرگاه بخواهد میتواند از این منبع استفاده کند و نه بهعنوان عاملی توانا و فعّال که مسئول شکل دادن و یا تغییر رفتار فعلی یا رفتار آتی کودک است.کودکان والدین آسانگیر، از اتّکای به خود، خودکنترلی و استقلال رأی اندکی برخوردارند، کودکان ناپختهای هستند و در روبهرو شدن با ناملایمات رفتار نامناسب و کودکانهای دارند.
فرزندپروری مستبدّانه
این والدین دیکتاتور، مستبدّ، متوقّع و خودکامه هستند و از فرزندانشان اطاعت محض میطلبند و کنترل سختگیرانهای را بر فرزندان اعمال میکنند و نگرش آنها این است که «هر چه من میگویم باید انجام دهی و در غیر این صورت تحت فشار و تنبیه قرار میگیری!» و انتظار دارند همیشه فرزندان بدون چونوچرا از اوامر و دستورات بزرگترها اطاعت کنند. مقاله عوامل موثر در تربیت کودک
پدر و مادر مستبدّ، شخص پرتوقّع و خودکامهای است که تلاش میکند رفتارها و نگرشهای فرزندش را مطابق یک دسته از معیارهای خشک شکل دهد، و کنترل و ارزیابی کند. این معیارها نه از طریق گفتوگو و مشورت تنظیم شدهاند و نه متناسب و انعطافپذیر هستند، بلکه معیارهایی مطلق هستند که صاحبان قدرت آنها را تعیین کردهاند. این والدین، کودک خوب را کودک مطیع، تسلیم و منفعل میدانند و در مواقعی که رفتار و عملکرد کودک در تعارض با معیارهای تعیینشده قرار میگیرد، از تنبیه و اعمال زور برای کنترل کودک استفاده میکنند.کودکانی که دارای والدین با سبک فرزندپروری خودکامه و مستبدّانه هستند، گوشهگیر، ناراضی و ناخشنوداند و در ارتباط با همسالان و در مواقع ناکامی با پرخاشگری و خصومت واکنش نشان میدهند. این کودکان همچنین پرخاشگری خود را بهصورت منفعلانه نشان میدهند، منزوی و غمگین و آسیبپذیر هستند و کنجکاوی کمتری از خود نشان میدهند.
فهرست
مقدمه
فصل اول: عوامل موثر در تربیت کودک
خانواده و نقش آن درتربیت کودک
نقش مدرسه در تربیت
فصل دوم:
روشها و سبکهای فرزندپروری
چهار شیوه فرزندپروری
فرزندپروری آسانگیر
فرزندپروری مستبدّانه
فرزندپروری قاطعانه و مقتدرانه
فرزندپروری مسامحهگرانه و بیتفاوت
مقاله عوامل موثر در تربیت کودک
تأثیر فضای خانواده و رفتار والدین بر رشد اجتماعی کودکان
نتیجه
منابع و مآخذ
توضیحات تکمیلی
| تعداد صفحات | 11-20 |
|---|---|
| فایل PDF | دارد |
| فایل پاورپوینت | ندارد |
| منابع و مآخذ | دارد |
| فایل Word | دارد |
-
۶۹,۹۰۰ تومان
۹۹,۰۰۰ تومان -
سمینار سلامت روان
Sold By: آقای کافی نت۱۲,۰۰۰ تومان۲۵,۰۰۰ تومان -
۱۴,۹۰۰ تومان
۱۹,۵۰۰ تومان -
۱۷,۹۰۰ تومان
۳۱,۰۰۰ تومان -
پرورش کرم ابریشم
Sold By: آقای کافی نت۱۷,۹۰۰ تومان۲۵,۰۰۰ تومان -
۴۹,۹۰۰ تومان
۶۵,۰۰۰ تومانSold By: آقای کافی نتاستفاده از مدل هوشمند شبکه عصبی در پیش بینی آلودگی هوا
۴۹,۹۰۰ تومان۶۵,۰۰۰ تومان


















Reviews
There are no reviews yet.