نقش تئاتر در تعلیم و تربیت کودکان

۲۵,۰۰۰ تومان۵۰,۰۰۰ تومان (-۵۰%)

In stock

نقش تئاتر در تعلیم و تربیت کودکان یک مقاله در زمینه علوم تربیتی و روانشناسی می باشد. در این مقاله ضمن تعریف تئاتر و تاریخچه آن به بررسی وضع موجود در این زمینه پرداختیم و سپس تئاتر را به عنوان یک ابزار آموزشی تحلیل و بررسی نمودیم.

این مقاله در 16 صفحه به صورت فایل Word بهمراه فهرست مطالب و کاملا قابل ویرایش آماده دانلود و استفاده است و برای خوانایی و استفاده بهتر نسخه PDF مقاله نیز اضافه شده است.

در ادامه بخشی از این مقاله را مرور می‌کنیم. همچنین برای مشاهده و بررسی سایر مقالات علوم تربیتی و روانشناسی به صفحه روانشناسی و صفحه علوم تربیتی وب سایت آقای کافی نت مراجعه بفرمایید.

نقش تئاتر در تعلیم و تربیت کودکان

چرا آموزش در تئاتر کودکان صورت نمی‌گیرد؟ این سؤالی است که برای پاسخ دادن به آن باید آن را از زاویه‌های مختلف بررسی کرد، اما پیش از بررسی این مهم، نگارنده چند نکته را به عنوان مقدمه یادآور می‌شود.

تئاتر کودک و نوجوان، در جوامع پیشرفته، از اهمیت بسزایی برخوردار است و بر همین اساس، مسئولان و برنامه‌ریزان بلندپایه کشور، برنامه‌ریزی‌ها و سرمایه‌گذاری‌های لازم را برای پیشرفت این هنر انجام می‌دهند. زیرا می‌دانند که اگر به این امر بپردازند قطعاً در رشد و پرورش کودک تأثیرات مطلوبی خواهد گذاشت و در آینده نیز فرهنگ و اجتماع بهره لازم را از آن خواهد برد و طبیعتاً به ارتقای فرهنگ کشورشان کمک خواهد کرد.

همان‌طور که می‌دانیم نهادینه کردن تئاتر در کشورهای اروپایی از مهد کودک‌ها و مدارس آغاز می‌شود و سازمان‌ها و نهادهای دولتی نیز بخشی از فعالیت‌های فرهنگی خود را به تئاتر جوانان، اختصاص می‌دهند. برخلاف آن، در کشور ما، متأسفانه، هیچ برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری خاصی، برای تئاتر کودک و نوجوان نمی‌شود. طبیعی است که آموزش و تعلیم و تربیت کودکان و هنرجویان تئاتر، برای این نوع تئاتر نیز صورت نمی‌گیرد. تئاتر کودکان شاخصه‌هایی دارد که می‌بایست به آن توجه شود. برای این منظور می‌توان از طریق آموزش و تعلیم و تربیت هنرجویان کودک، نوجوان، جوان و بزرگ‌سال، این نوع تئاتر را از شکل رخوت و سکوت بیرون آورد.

نقش تئاتر در تعلیم و تربیت کودکان

نقش آفرینی در تئاتر برای کودک به منزله یک کلاس آموزشی است

تئاتر میدانی ، ابزاری آموزشی

تئاتر میدانی که ماجراهای زندگی واقعی را از نو به نمایش در میآورد، هم در درمان و هم در تعلیم و تربیت به کار گرفته میشود. این ماجرای زندگی واقعی، تماشاگر یا تماشابازیگر را تبدیل به بازیگر میکند. به علاوه تک تک تماشاگران یا دانش‌آموزان کلاس مثل کارگردان کاملاً در کار درگیر میشوند و مثل بازیگران به نوبت در نقشهای مختلف بازی میکنند. این شیوه خلاقیت را در مورد هر موقعیت مشخصی، حتیالامکان اعمال میکند. یک رویداد را میتوان از نو آفرید و با دادن فرصت تامل بر آن حادثه یا رویداد، آن را زنده کرد. آنگاه، دستاندرکاران میتوانند از دیدگاه جدیدی آن رویداد را بررسی کنند. این فرایند یادگیری نوینی را از طریق تجربه تسهیل میکند.

تئاتر میدانی کار یادگیری فعال را به دلایل زیر تسهیل میکند:

– تخیل را به کار میگیرد.

– عواطف را بر میانگیزد.

– باعث فعالیت ذهن میشود.

– زمینه امنی برای مطالعه اعمال و مداخلات گوناگون فراهم میکند.

– منظر تازهای به مسایل میگشاید.

– چهارچوبی برای تسهیل تغییر فراهم میکند.

– طیفی از نتایج ممکن را بررسی میکند.

– به افراد در حل مشکلات عاطفی و فکری لاینحل کمک میکند. (جنینگز، ۱۹۸۷)

مفهوم استفاده از نمایش در تعلیم و تربیت با فلسفه انسانگرا و شخص محور کارل راجرز (راجرز، ۱۹۹۴) سازگار است. راجرز به قدرت شخصی برای درمان و یادگیری اعتقاد داشت. اگر معلم از مقام قدرت تعلیمی خود پایین بیاید و موقتاً کنترل را به نیروی خلاقه دانش‌آموزان بسپارد، نمایش به عنوان ابزار یادگیری می-تواند قدرت خرد را تقویت کند و رشد شخصی را اعتلا بخشد.

تاریخچه استفاده از نمایش در تعلیم و تربیت

هرجا تمدنی پدید آمد بیان و تفسیر زندگی از طریق اجرای نمایشی نیز پیدا شد. از تراژدیهای یونان باستان تا نمایشهای اخلاقی قرون وسطا، از آثار شکسپیرتا لالبازیها، همه فرآورده تمدنها هستند. تاثیر تاریخی تئاتر درگیر کردن تماشاگر با پیام درونی نمایش بوده است.

این «گفتگو» با تماشاگر تنها در نوعی از نمایش مدرن قرن بیستم، شکل خود را از دست داد و صرفاً به صورت تماشای حاشیهای درآمد. به طور مثال اهمیت «ننه دلاور» برشت در این بود که تماشاگر پیام سرمایهداری را در مییافت، به جای آنکه با عمل روی صحنه درگیر شود. با این حال بازیگران برای اینکه تماشاگر را از درگیری حسی با کار بیگانه کنند، گاهی تبدیل به وسایل صحنه، مثلاً درخت، میشدند(لندی، ۱۹۹۳، ویلت و مانهایم، ۱۹۹۵).

این تجربه منفعل تئاتر باعث ایجاد چیزی شد که آگوستوبال (۱۹۹۲) به آن منولوگ میگفت.

او معتقد بود هنگامی که دیالوگ از میان برود، سرکوب سر بر میدارد. ارتباط انسانها از طریق دیالوگ برقرار میشود و سرکوب تجربه شده در تئاتر- از طریق تماشاگری که صرفاً ناظر است- نمونه ای از نمایش بزرگتر سرکوب اجتماعی است که در جامعه غربی قرن بیستم به اجرا در میآید.

آگوستوبال در کوششی برای تغییر شکل تئاتر از تکگویی اجرا به گفتگو بین تماشاگر و صحنه، انواع زیادی از تئاتر تعاملی را تجربه و تئاتر سرکوب شدگان را تکامل بخشید. این تئاتر تجلی روابط قدرت بود و شکلهای متعددی از کارگاهها و اجراهای تئاتری را به قصد برآوردن نیاز مردم به گفتگو، تفکر انتقادی و به ویژه تفریح به کار گرفت.

فهرست مطالب

تئاتر و آموزش

وضعیت موجود:

  نقش مسئولان فرهنگی و غیر فرهنگی:

نهادهای آموزشی:

نمایشنامه‌نویسی حرفه‌ای کودک و نوجوان:

آموزش و تعلیم و تربیت در تئاتر کودک و نوجوان:

ویژگی‌های نمایشنامه‌های کودک و نوجوان:

کاربرد تئاتر در حوزه های تربیتی

نقش تئاتر در تعلیم و تربیت

نقش تئاتر در تعلیم و تربیت کودکان

تاریخچه استفاده از نمایش در تعلیم و تربیت

تئاتر میدانی ، ابزاری آموزشی

توسعه مهارت‌ها

هوش عاطفی از طریق نمایش در کلاس درس

نتیجه

منابع و مآخذ:

توضیحات تکمیلی

تعداد صفحات

11-20

فایل PDF

دارد

فایل پاورپوینت

ندارد

منابع و مآخذ

دارد

فایل Word

دارد

Be the first to review “نقش تئاتر در تعلیم و تربیت کودکان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Reviews

There are no reviews yet.

گروه مقالات

نقش تئاتر در تعلیم و تربیت کودکان

نقش تئاتر در تعلیم و تربیت کودکان

۲۵,۰۰۰ تومان۵۰,۰۰۰ تومان (-۵۰%)

افزودن به سبد خرید