جریان شناسی سیاسی در ایران

۱۱,۹۰۰ تومان۱۵,۰۰۰ تومان (-21%)

فروشنده: آقای کافی نت

موجود

جریان شناسی سیاسی در ایران مقاله کامل در باب موضوع شناخت جریان های سیاسی در کشور ایران است که تفصیل به جریانات مستقل و وابسته در نظام های مختلف در ایران با منابع و مآخذ کامل و رفرنس می پردازد.

این مقاله پژوهشی بصورت WORD آماده استفاده بوده و همچنین برای سهولت در استفاده نسخه PDF آن هم قرار داده شده است.

در ادامه با آقای کافی نت همراه باشید تا بخشی از این مقاله را مشاهده بفرمایید.

سنجش

جریان شناسی سیاسی در ایران

وجود جریان های سیاسی مختلف در کشور که گاه سابقه آنها حتی به سال های پیش از انقلاب باز می گردد، صحنه سیاسی کشور را تا حدودی پیچیده می سازد. بی شک شناخت جریانات سیاسی امروز کشور، بدون شناخت تاریخچه و اساسنامه و اصولی که بدان خود را ملتزم می کنند، امکان پذیر نیست. مشخص شدن وزن هریک از جریانات و احزاب در کشور نیز نیازمند شناخت دقیق این احزاب و سابقه و تأثیرگذاری آنها در کشور است.

یکی از اهداف خلاصه این کتاب ، شناساندن و تبیین جریان های سیاسی ایران از دهه 20 تا امروز است. برای این امر، این نوشته در 3 فصل تقدیم می گردد. فصل اول به کلیات پرداخته شده، فصل دوم به تبیین جریان های سیاسی پیش از پیروزی انقلاب می پردازد و فصل سوم به تبیین جریان های سیاسی اسلام گرا در جمهوری اسلامی پرداخته شده است.

 

 فصل اول. کلیات و مبانی نظری پژوهش

در این فصل به تبیین و تعریف مفاهیم و اصطلاحاتی پرداخته شده که در پژوهش حاضر دارای نقش هستند. جریان سیاسی از مفاهیم مهمی است که در این پژوهش محوریت دارد. بنا به تعریف،

جریان سیاسی عبارت است از یک حرکت سیاسی پویا و زنده که با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش های فکری درونی، به مدد رهبران خود، بر نظام سیاسی و نیز اقشار مختلف جامعه تأثیر می گذارد و جبهه، جناح، حزب، سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان می نهد.

جریان های سیاسی را می توان به دو گروه مستقل و وابسته تقسیم کرد:

  1. جریان سیاسی – فکری مستقل، جریان بر آمده از متن جامعه، مردمی و بدون وابستگی به دولت است مانند جریان اسلام گرا.
  2. جریان وابسته را می توان به دو صورت وابسته به دولت نامشروع داخلی و یا وابسته دولت اجنبی است. بهترین مثال برای نوع اول جریان سلطنت طلب و برای نوع دوم جریان چپ مارکسیستی قدیم است.

 معیارهای مختلفی را می توان برای تقسیم بندی جریان های فکری و سیاسی ارائه کرد. در اینجا به 4 معیار که در این پژوهش مورد توجه است اشاره می شود.

جریان شناسی سیاسی در ایران

ناسیونالیسم از صد سال پیش در ایران با تفکر اروپایی شدن و تجدد آغاز شد

  • شکاف های اجتماعی: افرادی چون استین روکان نروژی و حسین بشریه در ایران از این معیار برای بستن جریان های سیاسی بهره برده اند. فرضیه اصلی در این نگاه این است که شکاف های اجتماعی تعیین کننده نوع خواسته های نیروها وگروهای مختلف و جریان های سیاسی ترجمان شکاف های اساسی موجود در هر جامعه ای به شمار می روند. این شکاف ها می توانند قومی، مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و… باشند. از نظر بشیریه زندگی سیاسی در ایران در طی قرن بیستم، به شدت تحت تاثیر منازعه ای ناشی از شکاف سنتی و تجدد قرار داشته است.

  • استقلال و وابستگی: قدرت های خارجی معمولا تلاش می کنند علاوه بر اعمال نفوذ بر قدرت مرکزی، جناح ها و جریان های مختلف سیاسی را نیز به خود وابسته سازند. در یک سوی این شکاف همه ی آنان قرار دارند که وابستگی به بیگانگان در هر نوع آن مخالفند. در سوی دیگر افرادی هستند که به این وابستگی ها معتقدند. در تاریخ ایران جریان های ملی گرا و اسلام گرا مخالفین  وابستگی و دولت هایی مانند قاجاریه و پهلوی را می توان موافقین آن دانست. جناح هایی مانند لایه های رادیکال گروه های دوم خرداد نیز از موافقین وابستگی محسوب می شوند.
  • ایمان، بی ایمانی و خلوص اعتقادی یا ناخالصی آن: مثلا قرآن بر اساس این جریان های پنجگانه کار مومنان و مشرکان، منافقان، کافران و مرتدان آن را مطرح می کند.
  • حق و باطل: طبق رهنمود های قرآن حق طلبان، حزب خدا را تشکیل می دهند. و باطل گرایان در حزب شیطان گرد آمده اند.

متاسفانه علی رغم تقسیم بندی های ارزشمند و معیار های صحیح قرآنی به دلیل هژمونی فرهنگ سکولار غربی و نفوذ آن در ادبیات علوم سیاسی کشور کمتر این معیار مورد توجه قرار گرفته است.

(ادامه این بخش از مقاله بعد از دانلود)

فصل دوم نگاهی به جریان هاو آرایش نیرو های سیاسی در ایران از 1320 تا1357:

در یکصد سال گذشته و قبل از انقلاب اسلامی، ایران شاهد چهار حرکت سیاسی مهم بود:

نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت و قیام 15 خرداد 1342.

برای توصیف حرکت نیرو های سیاسی در ایران از سال 1320 هجری آغاز می کنیم. این برهه مساوی است با آغاز سلطنت محمد رضا شاه و پایان یافتن جنگ جهانی دوم.

در اینجا سعی شده است شکلی از تقسیم بندی ارائه شود که به نظر صحیح تر بوده و پیشینه نداشته است.

  1. جریان مذهبی یا اسلام گرا: جریان اسلامی در این زمان در دو سطح فعال بود:

 اول) در سطح مراجع، آیات و علماء دینی که در پی احیای ارزش های اسلامی بودند.

دوم) در سطح گروهای متشکل سیاسی – مذهبی که نمونه ی بارز آن را در فداییان اسلام، حزب ملل اسلامی و هیئت های موتلفه ی اسلامی شاهد هستیم.

جریان سیاسی که اسلام را سرلوحه برنامه و مبارزه ی خود قرار داده بودند برنامه خود را بر موارد تأکید داشتند:

  1. مبارزه با بهاییت؛
  2. مبارزه با بی حجابی؛
  3. دفاع از فلسطین و مخالفت با اسراییل؛
  4. مقابله با مارکسیسم؛
  5. مبارزه با تفکر ضد اسلامی احمد کسروی؛
  6. بحث حکومت اسلامی.

(ادامه این بخش از مقاله بعد از دانلود)

جریان شناسی سیاسی در ایران

اعضای جبهه ملی بعد از انقلاب به علت موضع گیری دربرابر حکم اعدام از طرف آیت الله خمینی مرتد اعلام شدند

در مرجعیت و روحانیت چند نگاه به سیاست وجود داشت:

  1. گرایش اول: از ورود روحانیت به سیاست پرهیز داشت و تنها در موارد خاصی حاضر به پا در میانی بود. آیت الله خوانساری و آیت الله محمد باقر حلبی، رهبر انجمن حجتیه را می توان نماد این تفکر بر شمرد.
  2. گرایش دوم: گرایش روحانیون میانه رو بود. این جریان در عین حال که با رژیم شاه و مظاهر فساد مخالف بود، موافق با مبارزه قهر آمیز و تند نبود. حضرت آیت الله گلپایگانی و مرعشی نجفی در این گروه جای می گیرند. جریان شناسی سیاسی در ایران
  3. گرایش سوم: روحانیون وابسته به حکومت پهلوی بودند. این گروه هیچ گونه مخالفتی با رژیم شاه نداشت و با جریان انقلاب به رهبری امام (ره) نه تنها همراه نبود که مخالف هم بود. آیت الله شریعتمداری نماد این جریان بود.
  4. گرایش چهارم: که نماد اصلی این گرایش اسلام گرای ناب و انقلابی، امام خمینی (ره) بود. این جریان مبارزات خود را با انجمن های ایالتی و ولایتی و کاپیتولاسیون و… آغاز کرد. و در 15 خرداد به اوج می رسید. گفتمان اصلی این جریان حضور جدی روحانیت در سیاست و تغییر رژیم پهلوی و برقراری حکومت اسلامی بود. این افراد نیز به دو گروه عمده تقسیم می شوند. عملگرایان: افرادی مانند ربانی شیرازی و منتظری؛ وکسانی که کار فکری می کردند مانند استاد مطهری (ره).

در کنار این گرایش چهار گانه روحانیت، روشنفکران دینی نیز حضور داشتند که نقش مهمی در کنار روحانیت داشتند؛ محمد تقی شریعتی و فرزندش دکتر علی شریعتی از پیشگامان این جریان، و دفتر نشر حقایق اسلام در مشهد و حسینیه ارشاد در تهران از کانون های آنان به حساب می آمدند. مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی نیز در دانشگاه ها نقش قابل توجهی داشتند.

سه جریان فداییان اسلام، حزب ملل اسلامی و هیأت های مؤتلفه اسلامی از گروه های اسلامی بودند که مشی چریکی داشتند. در کنار این گروه ها نیز باید از گروههای هفت گانه ای نام برد که پس از انقلاب نام سازمان مجاهدین انقلاب را برخود نهادند: گروه های المنصورون، بدر، امت واحده، توحیدی صف، توحیدی فلق، موحدین و فلاح. این گروه ها چهار ویژگی مشترک داشتند:

  1. اعتقاد به رهبری امام خمینی(ره)؛
  2. مبارزه مسلحانه؛
  3. ایدئولوژی اسلامی؛
  4. مخالفت با تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق.
  5. جریان ملی گرا یا ناسیونالیست: ناسیونالیسم از صد سال پیش در ایران با تفکر اروپایی شدن و تجدد آغاز شد و تلاش خود را بر دو نکته معطوف کرد: اعراض از فرهنگ موجود؛ و بازگشت به قبل از اسلام. آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی از طرفداران این مسلک بودند. از سال 1320 ملی گرایی و ناسیونالیسم به مفهوم آزادی و دموکراسی از دوره سلطنت رضاشاه رشد و با کودتای 28 مرداد افول کرد. آغاز و انجام آن در ظهور و سقوط دکتر مصدق خلاصه شد. جریان شناسی سیاسی در ایران

جبهه ملی را می توان جریان مهم در این حوزه به شمار آورد. این جبهه پس از موفقیت در جریان ملی شدن صنعت نفت، به دلیل فاصله گرفتن از روحانیت، تضعیف شد و پس از کودتای 28 مرداد 32 به انزوا گرایید و دچار انشعاب شد. در آستانه انقلاب نیز در 8 شهریور 56 این جبهه به رهبری دکتر کریم سنجابی اعلام موجودیت کرد اما پس از انقلاب و موضعگیری علیه لایحه قصاص، از سوی امام (ره) خمینی مرتد اعلام شدند و رهبران آن به خارج رفته و جبهه منحل شد.

  1. جریان چپ یا مارکسیستی: مراد از جریان چپ اعتقادی همانا احزاب و تشکل هایی است که مرام و فلسفه الحادی (بی خدایی) و سوسیالیسم را سرلوحه خود قرار داده بودند. برخی مبانی سوسیالیسم عبارت بود از اومانیسم، اعتقاد به اصل پیشرفت، اعتقاد به مفهوم مدرن کار- سرمایه، اصالت نسبی یا مطلق به اراده جمعی، اعتقاد به اصالت اراده مردم در قانونگذاری و اجرا. حزب توده و سازمان چریک های فدایی خلق، دو نماد مهم این جریان محسوب می شوند.
جریان شناسی سیاسی در ایران

جریان های چپ گرای مارکسیستی بعد از مدتی به مبارزه مسلحانه روی آوردند

3-1. حزب توده: در مهرماه 1320، با حضور برخی روشنفکران و تحت سلطه کامل شوروی تأسیس شد. پشتیبانی از دادن امتیاز نفت شمال به شوروی، کارشکنی ها در مقابل دولت مصدق، سکوت در برابر کودتای 28 مرداد، محکوم کردن قیام 15 خرداد 42 و همکاری وسیع با ساواک در آغاز “فضای باز سیاسی” از جمله خیانت های این حزب به شمار می آید. پس از انقلاب با بازگشت کیانوری این حزب دوباره فعال شد.

این حزب در ابتدا سعی کرد با حمایت از اشغال سفارت امریکا و تأیید مکرر خط امام (ره) و مخالفت با دولت موقت، چهره ای انقلابی به خود بگیرد و جای پای خود را محکم کند؛ اما در سال های 61 – 62 بر اثر پیگیری های نهادهای اطلاعاتی کشور و کشف شبکه ارتباطی با ک.گ.ب و توسعه شبکه نظامی، سران این حزب دستگیر و انحلال آن توسط دادستانی کل انقلاب اعلام گردید.

3-2. سازمان چریک های فدایی خلق: این سازمان در سال 50 از پیوند دو گروه جزنی و احمدزاده اعلام موجودیت کرد. اعضای این گروه پس از دستگیری و اعدام رهبرانشان، با نوشتن توبه نامه و تعهد همکاری با رژیم آزاد شدند. این گروه پس از انقلاب شروع به سازماندهی و مخالفت با انقلاب کرد و از آشوب های کردستان و ترکمن صحرا حمایت کرد که در نهایت با کشف شبکه های خرابکاری آنان، این سازمان منحل شد. نهضت آزادی آن را انشعابی نامشروع از خود می دانست.

4- جریان التقاطی یا ترکیبی: در دوران مبارزه با رژیم پهلوی دو جریان التقاطی در ایران قابل بازشناسی است. یک جریان التقاط اصلاح طلب که نهضت آزادی سخنگوی آن بود و دیگری جریان التقاط رادیکال که سازمان مجاهدین خلق نماد آن تلقی می شود.

(ادامه این بخش از مقاله بعد از دانلود)

4.1- جریان التقاط اصلاح طلب

الف:  نهضت آزادی: در اردیبهشت سال 1340 از دو جناح ملی و مذهبی به وجود آمد که مهندس بازرگان ویداله سحابی از موسسین آن محسوب می شوند و نهضت خود را مسلمان، ایرانی تابع قانون اساسی و مصدقی اعلام کردند. فاصله گرفتن از دین شناسی حوزوی و تکیه بر علم گرایی در تبین دین و نو کردن آن، دو ویژگی بارز نهضت آزادی محسوب می شد.

تاثیر این مذهب کشاندن مذهب در میان اقشار تحصیل کرده و دانشگاهیان بود. پایگاه نهضت به عناصر مذهبی در دانشگاه و دانشجویان خارج از کشور محدود بود. ابراهیم یزدی در آمریکا، مصطفی چمران در لندن، صادق طباطبایی در آلمان حسن حبیبی و بنی صدر در فرانسه، قطب زاده در سوریه و نقاط مختلف اروپا جلال الدین فارسی در سازمان های فلسطینی از افراد وابسته به نهضت آزادی در خارج از کشور بودند که تلاش داشتند فعالیت خود را با امام (ره) در نجف هماهنگ کنند. اما نهضت در داخل کشور فاقد تشکیلات سیاسی بود که قادر به سازماندهی جریان و مبارزه باشد. جریان شناسی سیاسی در ایران

سران نهضت به دلیل سابقه مذهبی در تشکیل شورای انقلاب و دولت موقت نقش مهمی ایفا کردند. امام (ره) خمینی با صدور فرمانی مهندس بازرگان را مامور تشکیل دولت موقت به دور از هر گونه ملاحظات حزبی کرد. دولت موقت هم به دلیل دیدگاه های خود حضور برخی نیروهای غیر مذهبی در دولت، اختلاف فاحش دیدگاه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی سران نهضت با رهبر انقلاب و روحانیون شورای انقلاب و حضور برخی نیروهای جاسوسی در دولت و مخالفت آشکار با فعالیت نهاد های انقلابی و بالاخره تسخیر سفارت آمریکا از کار کنار کشید. امام (ره) هم فرمود ما از اول هم اشتباه کردیم کار را دست اینها سپردیم.

با توجه به مواضع سازشکارانه نهضت آزادی، امام (ره) خمینی در نامه ای به وزیر کشور وقت در سال 65 نهضت را طرفدار جدی رابطه با آمریکا شمرده و آن را غیر قانونی اعلام کرد.

ب: جنبش مسلمانان مبارز:

این حرکت در ادامه جریان چپ اسلامی سوسیالیست های خدا پرست است که حبیب الله پیمان در سال 37 به بعد به آن علاقه مند شد و در سال 55 مستقل گردید. جنبش فعالیت های خود را در اواخر سال 56 آغاز کرد و نشریه امت را منتشر کرد. جریان شناسی سیاسی در ایران

(ادامه این بخش از مقاله بعد از دانلود)

تعداد صفحات

21-30

فایل PDF

دارد

منابع و مآخذ

دارد

فایل Word

دارد

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظر

هنوز بررسی نوشته نشده است.

گروه مقالات